أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

24

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) درست را جنيان دزديده مىشنيدند و به گوش همزاد خود ميرساندند و در مقابل صدها دروغ ( بيش از صد دروغ ) هم بر آن مىافزودند . اين حديث را مسلم و بخارى هم در صحيح‌هاى خود آورده‌اند . ابو هريره مىگويد ، پيامبر مىفرمود كه چون خداوند متعال كارى را مقدر مىفرمايد ، فرشتگان براى اظهار فروتنى در برابر گفتار خدا بال ميزنند همچون سلسله زنجيرى كه بر سنگى هموار باشد و چون ترس از دلهايشان فرو ريخت مىگويند پروردگار چه تقدير فرمود مىگويند تقديرى حق و شايسته كه او بلند مرتبه و بزرگ است . جنيانى كه به سخن ايشان گوش فرا ميدهند آن را مىشنوند و اين گروه طبقه طبقه هستند كسى كه در بالا قرار دارد آنچه را شنيده است به كسى كه فروتر قرار دارد مىرساند و او به فروترى تا اينكه به زبان ساحر يا كاهن ميرسانند ، گاه پيش از آنكه اين مطلب را به ساحر برسانند وسيلهء شهاب از ميان ميروند و گاهى هم پيش از آنكه شهاب او را از ميان بردارد مطلب را به كاهن مىرساند و همراه آن صد دروغ هم مىگويد ، اين است كه مردم مىگويند مگر اين كاهن در فلان وقت چنين نگفت و درست هم بود و اين در مورد مطالبى است كه از آسمان شنيده باشد كه درست و راست هم هست . اين روايت را بخارى در صحيح خود آورده است . ابن عباس مىگويد مردى از انصار مىگفت شبى در محضر پيامبر نشسته بوديم كه ستاره‌اى تير كشيد و آسمان را روشن ساخت ، پيامبر ( ص ) از ما پرسيد در جاهليت اين تير كشيدن ستاره‌ها را چگونه تعبير مىكرديد ؟ حاضران گفتند اگر چه خدا و رسول داناترند امّا ما مىگفتيم كه شخص بزرگى متولد شد و يا شخص بزرگى در گذشت ، پيامبر فرمود ستاره براى مرگ و زندگى كسى پرتاب نمىشود . اما چون پروردگار عزّ و جلّ مطلبى را تقدير مىفرمايد فرشتگان عرش تسبيح مىگويند و همچنين فرشتگان آسمانها تا آسمان دنيا ، سپس فرشتگان طبقه‌هاى زيرين از فرشتگان دور و بر عرش مىپرسند كه پروردگار چه گفت ؟ برخى از اهل آسمانها خبر را براى ديگران بازگو مىكنند تا اين خبر به آسمان زمين ميرسد برخى از جنيان هم دزديده به آن گوش مىدهند و آن خبر را بدوستان و